فلسفه در گذر زمان
* حدود 1500 تا 500 سال پيش از ميلاد مسيح ﴿پ.م.﴾ ׳
جريان فكرى طبيعت باورى، ديالكتيكى، آيينى اعتقادى در ايران: ׳
كيش مهر ﴿ميتراييسم﴾، آيين زرتشت ﴿مزده يسنه﴾. ׳
انديشه هاى متافيزيكى مذهبى و نظرآورانه ﴿سپكولاتيو﴾ در هند: ׳
ريگ ودا، برهما، اوپانيشاد. ׳
در سده ششم پ.م. ׳
حكمت تائو ﴿ دائو﴾ در چين: لائوتسه. ׳
فلسفه عملى در چين: كنفوسيوس. ׳
حكمت رهايى از رنج : بودا در هند. ׳
فلسفه طبيعى در يونان : تالس، آناكسيماندر، آناكسيمنس. راز اعداد: فيثاغورس. ׳
هستى ثابت: كزنفون، پارمنيدس. ׳
در سده پنجم پ.م. ׳
همه چيز روان و جارى است: هراكليت. ׳
عشق و نفرت بعنوان نيروهاى سازنده و تعيين كننده جهان: امپدوكلس. ׳
اتميسم: لويكيپ، دمكريت. ׳
سوبژكتيويسم، روشن گرى: سوفيست برجسته؛ پروتاگوراس. ׳
طرح پيگيرانه ديالوگ، خودآگاهى فردى: سقراط. ׳
در سده چهارم پ.م. ׳
ذهن پردازى، ايده آليسم : افلاطون. ׳
علم تجربى، رئاليسم : ارسطو. ׳
مكتب كلبيان؛ بى نيازى، خودسالارى: ديوژن. ׳
از سده سوم پ.م. تا چهار صد سال پس از ميلاد مسيح
رواقيون، فلسفه هاى التقاطى: زنون، سنكا، اپيكتت، مارك آورل. ׳
دورى از درد، لذت طلبى : اپيكور، لوكرتيوس. ׳
شك گرايى : پيرون . ׳
آموزش هاى جهانگير مانى : نبرد نور و تاريكى . ׳
درهم آميزى فلسفه يونانى با يزدان شناسى يهودى در سده نخست: فيلون . ׳
درهم آميزى فلسفه يونانى با حكمت شرقى و مسيحيت : عرفان. ׳
سده دوم و سوم ميلادى : يزدان شناسى سيستماتيك زرتشتى با تلاش هاى
تنسر، اردوبراف، كرتير، آذرباد مهرسپندان . ׳
نوافلاطون گرايى : آمونيوس ساكا، پلوتين . ׳
شكل گيرى دگماتيسم مسيحى : آگوستينوس . ׳
جنبش مزدك، آموزش نور و ظلمت: نور آگاه و ظلمت كور است. ׳
سده پنجم ميلادي
بزرگمهر بختگان: سياستمدار، دانشمند و فيلسوف اخلاق. ׳
سده ششم و هفتم ميلادي
روزبه ابن مقفع: انديشمند نابغه ايرانى، مترجم فرهنگ ايرانى و يونانى به زبان عربى. تهيه و ترجمه كليله و دمنه از پهلوى. ׳
سده هشتم تا سيزدهم ميلادي
رنسانس شرق : محمد زكرياى رازى، ابو ريحان بيرونى، ناصر خسرو . ׳
فلسفه در خدمت دين و يزدان شناسى : كشمكش سكولاستيك ؛ نزاع ميان رآليسم و نوميناليسم در اروپا. ׳
فلسفه لذت و مرگ، آزاد انديشى : خواجه ابوالفتح عمر خيام نيشابورى. ׳
فلسفه نور: فيلسوف گرانقدر سهروردى ﴿شيخ اشراق﴾. ׳
نوآورى انديشمندان ايرانى و عرب : فارابى، ابن سينا، غزالى، فخر رازى، ابن رشد. ׳
دوران اوج گيرى فلسفه در جهان اسلام. ׳
قله عرفان ايرانى : مولانا جلال الدين بلخى ﴿مولوى﴾ . ׳
سده سيزدهم و چهاردهم ميلادي
دوره درخشش سكولاستيك: اكوييناس ﴿توماس فون آكوين﴾. ׳
جدايى علم و فلسفه : آلبرتوس ماگنوس، راجر بيكن، دان سكات، ويليام اوكهام، ׳
عرفان آلمانى؛ مايستر اكارت . ׳
بررسى هاى ژرف فلسفه اخلاق در ايران: خواجه نصيرالدين طوسى، ابوعلى مسكويه، جلال الدين دوانى . ׳
فلسفه شناخت : علامه قطب الدين شيرازى . ׳
سده چهاردهم و پانزدهم ميلادى
جنبش دراويش ايرانى : سربداريه ﴿خراسان، كرمان﴾، مرعشيه ﴿گيلان، مازندران﴾، ׳
حروفيه ﴿آذربايجان﴾. ׳
آزاد انديشى، خرافات ستيزى : حافظ ؛ عارف، فيلسوف و اديب . ׳
آغاز اومانيسم ايتاليايى : فرانسسكو پتراركا
شكوفايى فلسفه در ايتاليا : پيكو دلا ميراندولا . ׳
از سده پانزدهم ميلادى
چهره هاى معتبر تاريخ تفكر فلسفى ايران: ملاصدرا، دوايى، ميرفندرسكى، ميرداماد، لاهيجى. ׳
روشنگران ايرانى در دوران جديد: سيد جمال الدين اسدآبادى، ملكم خان، ميرزا آغا خان كرمانى، شيخ احمد روحى، طالبف، مراغه اى، ملك المتكلمين، دهخدا، شيخ محمد
خيابانى، تقى ارانى .... ׳
گذار به دوران جديد، شناخت رياضى طبيعت : نيكلاوس كوزانوس . ׳
دوران جديد در غرب: رنسانس، رفورم، اومانيسم ؛ پژوهش، آزمايش، تجربه . ׳
تئورى حكومت : توماس مور، ماكياولى . ׳
سيستم كپرنيكى : حركت زمين بدور خورشيد. ׳
ظهور گروه بزرگى از فيلسوفان، انديشمندان و پژوهندگان رشته هاى گوناگون در غرب كه تا زمان كنونى همچنان و بدون وقفه ادامه دارد. ׳