تبليغاتX
ما ایران را دوست داریم | We Love Iran

wli

سامان

wli

http://wli.blogfa.com

ما ایران را دوست داریم | We Love Iran

ما ایران را دوست داریم | We Love Iran

ما ایران را دوست داریم | We Love Iran

اي خداوند :
به علماي ما مسئوليت
به عوام ما علم
به مومنان ما روشنايي
به روشنفکران ما ايمان
به متعصبين ما فهم
به فهميدگان ما تعصب
به زنان ما شعور
به مردان ما شرف
به پيران ما اگاهي
به جوانان ما اصالت
به اساتيد ما عقيده
به دانشجويان ما نيز عقيده
به خفتگان ما بيداري
به بيداران ما اراده
به مبلغان ما حقیقت
به دینداران ما دین
به نويسندگان ما تعهد
به هنرمندان ما درد
به شاعران ما شعور
به محققان ما هدف
به نشستگان ما قیام
به راکدان ما تکان
به مردگان ما حیات
به خاموشان ما فریاد
به مسلمانان ما قرآن
به شیعیان ما علی
به فرقه هاي ما وحدت
به حسودان ما شفا
به خودبينان ما انصاف
به فحاشان ما ادب
به مجاهدان ما صبر
به مردم ما خود اگاهي
و به همه ي ملت ما همت تصميم و استعداد فداکاري و شايستگي نجات و عزت ببخش ....
(دکتر علی شریعتی)
-------
با سلام و عرض ادب ، این تارنگار در جهت ایجاد دانشنامه ای از هر موضوع ، با برداشت مطالب از منابع معتبر و گاه وبلاگ های مورد اعتماد ، و گاه نوشته مدیر و نویسندگان ، به روز میگردد.
-------
تارنگار ما به هیچ عنوان مسئولیتی در قبال مطالب منتشر شده در قسمت " دوستان " و " تارنما های مورد علاقه " ندارد بلکه این مکان ، مکانیست برای همبستگی بیشتر تارنما ها و تارنگار های پارسی .
-------
با تشکر و سپاس
سامان
مدیریت بانک مرجع و سرگرمی We Love Iran
-------
تاریخ تاسیس وبلاگ : 16/7/1386
-------
ورودی های وبلاگ :
www.weloveiran.tk
www.wli.blogfa.com
www.wli.blogfa.ir
www.wli.dom.ir
www.wli.33ir.com
www.wli.coo.ir
www.wli.veb.ir
-------
منبع یادتان نرود!
در نظراتتان ادب را رعایت کنید
برای دریافت خدمات ، به قسمت خدمات ما مراجعه کنید
-------
ز شیر شتر خوردن و سوسمار
عرب را به جای رسیده است کار
که تخت کیانی کند آرزوی
تفو بر تو ای چرخ گردون تفو
*** فردوسی *** Powered By Www.GreatPars.Com

ما ایران را دوست داریم | We Love Iran

 
Powered By Www.GreatPrs.Com   امروز  
 
فهرست اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
آرشیو
ایمیل
موضوعات





آرشیو مطالب
هفته سوم فروردین 1388
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386

لینکستان
اگر می خواهید با وبسایت ما تبادل لینک کنید لینک ما را با نام " ما ایران را دوست داریم | We Love Iran " قرار دهید و در بخش تماس با ما و یا نظرات لینک خود را قرار دهید. 
ماشین !!!! هر ماشینی که فکرشو بکنی تو ایران هست ! میگی نه نیگاه کن !!!
مهران چیت ساز
گل آقا
دایرکتوری غنی دانلود فیلم و کارتون با بیش از 8000 عنوان !
سایت شخصی علی دایی
وبلاگ اختصاصی دکتر محمد مدرس موسوی
خدمات وبمستر پارس تولز
خدمات وبمستر وب
خدمات وبمستر جاست پرشین
ساب دامین tk
ساب دامین coo
ساب دامین hoo
فوتو بلاگ
دوری بلاگ
پرشین بلاگ
میهن بلاگ
بلاگ ناز
پارسی باکس
پارسی بلوگ
بلاگر - بلاگ اسپات
ایران بلاگ
بلاگفا
سرویس میل اینباکس
وورد پرس
بزرگترین سایت طراحی گرافیک ایران
کشتی
انجمن مافیایی ایران
حلقه یگانه
هوپا
ایران جیمیل
پارس قرآن
انجمن آدولف هیتلر
پارسیفا
ژان کلود وندام
موتور جستجوی زیگ زاک
شیشه پاک کن
پایگاه اطلاع رسانی مولاناجلال الدین محمد بلخی
اخبار پارسیک
کلوب بازی خور
گیم اسپات
سایت مدیران آشیانه
انجمن آشیانه
گرگان هک
آپلود مجانی ایرانیان
وبلاگ مدیر بلاگفا
دامنه رایگان
تکنو تاکس
دانشجویان
آنلاین یا آفلاین مسئله این است!
کلکسیون تمبر های یادگاری
قالب بلاگفا
قالب وبلاگ
آرشیو تماس با ما


الماس مطرود

سلامی دوباره

برای اولین ژستم یه داستان کوتاه می زنم براتون!!

امیدوارم خوشتون بیاد:

الماس مطرود

 

آتش!آتشی سوزان.اکنون جهنمیان در آتشی که حتی گرم تر از مکان خود بود می سوختند، زجر می کشیدند و برای یافتن قدرت از دست رفته ی خود تلاش می کردند. اما بی فایده بود.

_قربان، دوباره به ما حمله شده. دوباره همون ارتش با فرمانده ای که در سینه نور داره.

شیطان اعظم از روی تخت سلطنت بلند شد. آتش سوزان بدنش تحت تاثیر آتشی که مهاجمان برای آنان به ارمغان آورده بودند کم کم سرد میشد و رو به خاموشی بود و خاموشی او یعنی خاموشی جهنم.

_ بیشتر از این نمی تونیم تحمل کنیم. باید به گفته ی پیشگوی بزرگ «اکاندس»، تنها انسانی که به ما کمک کرد،عمل کنیم.باید گروهی به زمین بفرستیم تا نیروی فرمانده ی مهاجم رو بدست بيارن و به شياطین تقديم كنن.این تنها راه نجاته.ارباب«اسداکس» وگروهش رو خبر کنید. همون انسانهایی که با اکاندس اومدن و شیطان شدن رو پذیرفتن. برترین سردار من رو خبر کنید!

یکی از شیاطین سریع به سمت برج اسداکس رفت و پیغام شیطان اعظم را به او داد.ارباب اسداکس گروه خود را آماده کرد و سریع به قلعه ی «دیته»، قلعه ی شیطان رفت.

اعضای گروه از در وارد شدند و به احترام شیطان اعظم تعظیم کردند.

_ارباب اسداکس! برترین سردار من، به کمکت نیاز دارم. درواقع همه ی جهنم به کمکت احتیاج دارن. ما باید به پیشگویی اکاندس عمل کنیم. آیا این کار بسیار دشوار رو انجام می دی؟

اسداکس نگاهی به گروه خود انداخت،گروهی متشکل از دو زن و یک مرد كه اشتیاق پیروزی را در چهره هایشان می دید...

اسداکس دوباره نگاهی به شیطان اعظم کرد.شیطان اعظم با آن همه ابهت، مضطرب به نظر می رسید.چیزی که تا به حال سابقه نداشت.

_ارباب! ما همیشه به شما وفاداریم و این کار رو برای شما انجام می دیم.

شیطان اعظم آرام به سوی تخت خود رفت و روی آن نشست.

_خوشحالم که این رو می شنوم. پس بهتره بگم باید سریع عمل کنید و مواظب خودتون باشید. نمی خوام بهترین سردار و بهترین گروهم رو از دست بدم.شما با اینکه گروه کوچکی هستید اما از تمام گروه های شیطانی قوی تر عمل کرده اید.میشه گروهتو دوباره برای من معرفی کنی؟

_چشم ارباب:ناکدس معاون من. و دو خواهر گروه نادیا و گرت.

_عالیه. اما قبل از حرکت باید چند نکته رو به شما بگم. ما مکان تقریبی اون شیء رو می دونیم وباید خود شما اون مکان رو پیدا کنید.جاسوس ها می گن که اون شیء میان دریاچه ای به نام هبوط قرار داره. بیشتر روی اون منطقه متمرکز شید.و نکته ی مهم تر اینه که با رفتنتون مطمئنا دشمنان هم با خبر می شوند و مزاحم شما خواهند شد.

اسداکس نقشه ای که شیطان اعظم به ان اشاره کرده بود را برداشت.

_ارباب، مطمئن باشید ما موفق میشیم.ما همین الان حرکت می کنیم.

_منتظرم که دوباره ببینمت اسداکس!

_منم همینطور ارباب...

شیطان با آن مکالمه قدرت بیشتری گرفت و آتشش فروزان تر شد. کل جهنم دوباره جان گرفت و بیشتر در برابر مهاجمان مقاومت کردند.

گروه اسداکس سریع به برج خود بازگشتند. آنها آماده ی بازگشت به زمین بودند.

نادیا پرسيد:ارباب، مثل همیشه از راه دروازه های موازی سفر می کنیم؟

_بله نادیا!

ارباب اسداکس و نادکس به سلاح نیازی نداشتند و از جادو استفاده می کردند. اما بقیه ی گروه سلاح هایی از جمله تبر و شمشیر را با خود آوردند.

همه ی اعضا به نوک برج رفتند و آماده ی باز شدن دروازه شدند.

ارباب اسداکس سریع دروازه ای باز کرد و همه وارد زمین شدند و به سوی سرنوشتشان گام برداشتند.

هوا بر روی زمین بسیار گرم بود. مهاجمان به زمین هم حمله کرده بودند و این به وضوح در تغییر دمای زمین دیده میشد.این گرمای هوا برای گروه مانند نسیم خنکی بود که بیشتر آنها را آزار می داد.کم کم به اطراف خود توجه کردند.در دشتی سرسبز قرار داشتند.اسداکس نقشه را بار دیگر بازبینی کرد.

_به دریاچه ی هبوط نزدیک هستیم. به نظرت به همون سمت بریم نادکس؟

_فکر می کنم دریاچه ی هبوط بهترین گزینه باشه.نظر بقیه چیه؟

بقیه ی گروه هم رضایت خود را نشان دادند.

_پس حرکت می کنیم.

ساعت ها راه می رفتند .بدون توقف و بدون خستگی.بعد از آن پیاده روی طولانی به مکانی خشک رسیدند.همه تعجب کردند.اینجا همان دریاچه ی هبوط بود. اما چطور چنین چیزی امكان داشت؟

اسداکس گفت:اشتباه کردیم.قضیه ی موازات رو فراموش کردیم. هر دنیا در هر محل هزار مکان مختلف داره که با دریچه ها به هم متصل میشوند. چه طور چنین چیزی رو فراموش کرده بودم؟!

اسداکس سریع روی زمین زانو زد و شروع به گشتن در بین هزاران نقطه ی موازی در آن محل کوچک کرد.

دروازه ها با نورهای سفیدشان می آمدند و می رفتند.

نادکس پرسيد:ارباب، چقدر طول می کشه؟

اسداکس:من تو این کار سریعم. اما سرعت در برابر این همه دروازه عاجزه. درسته که خیلی سریعم اما باز هم طول میکشه!

در همان لحظه همه ی گروه خطر را احساس کرند. متوجه نزدیک شدن دشمن می شدند....

یک ساعت گذشت و هنوز دروازه ی مورد نظر پیدا نشده بود.

نادکس از دور افرادی را دید که به سمتشان می آمدند: افراد دشمن!

_سريع تر، ارباب! اونا دارن میان. خیلی نزدیک هستن.

_خب، تموم شد. بیایید بریم.

اسداکس در کنار دروازه ی نقره ای رنگ ایستاده بود و به اعضای گروه نگاه می کرد.

_سریع باشید، وقت نداریم.

اعضای گروه به خود آمدند و سریع وارد دروازه شدند و در آخر خود اسداکس وارد آن شد و آن دریچه را بست.

همه جا تاریک بود. هیچ چیز مشخص نبود تا اینکه نادیا مشعلی روشن کرد.با روشن شدن مشعل جسد صدها نفر که به استخوان تبدیل شده بودند پدیدار شد.

گروه آرام آرام از روی آن استخوان ها گذشتند و در آخر به دری با دستگیره ی طلایی رنگ رسیدند.

نادیا دستش را دراز کرد تا دستگیره را بچرخاند که اسداکس به سرعت جلوی او را گرفت.

_این دستگیره ها از روح افرادی که اینجا مردن ساخته شده. با دست زدن به اونها میمیرید!

بعد اسداکس با جادوی خود آن دستگیره را ذوب کرد، آن ارواح را آزاد کرد و از طرفی در را باز نمود.

نور محیط بیرون محيط پشت در را روشن کرد ! آنها در مکانی باتلاق مانند بودند و برای عبور از آن باید آن را دور می زدند که قبل از اینکه حتی قدمی بردارند اتفاق دیگری افتاد.

باتلاق به شدت به لرزید و از وسط آن صدها نفر بالا امدند.همان دشمنان در جهنم. دشمنانی که در نور سفید مایل به خاکستری غرق شده بودند.سر همه ی آنها پایین بود و در یک زمان همه با هم سرهایشان را بالا اوردند و به سمت گروه اسداکس نگاه کردند. نفرت همراه با نور از صورتشان بیرون می زد.

نفر اول دشمنان دستور حمله داد و همه به سوی گروه حمله ور شدند.

اسداکس:وقت جنگیدن با اینها رو نداریم، نادکس. درسته که قدرتمون خیلی کم میشه اما همه رو با جادو می کشیم.

ارباب اسداکس و نادکس قدرتهای خود را جمع کردند و با هم نور همراه با آتشی از جهنم به سوی آن مهاجمان فرستادند که همه ی نور دشمنان در نور جادوی اسداکس و نادکس ناپدید شد و آرام آرام به درون باتلاق فرو رفتند!

_وقت کمه، سریع حرکت کنيد.

گروه به جنگلي که آن طرف باتلاق بود وارد شد.اسداکس و نادکس بسیار خسته بوند و کم کم قدرتهای از دست رفته ي خود را باز گردانی می کردند. اما در اواسط راه قضیه عکس شد و حتی نمی توانستند روی پای خود راه بروند و به کمک نادیا و گرت حرکت می کردند .هر لحظه به بالا نگاه می کردند تا شاید بتوانند آسمان را ببینند، اما برگهای در هم پیچیده این اجازه را به آنها نمی داد.

نادیا صدایی شنید. صدای دشمنان! اگر در این زمان به آنها حمله می شد، نابودیشان قطعی بود. همه با هم سریع دویدند تا با حمله ی دشمنان کشته نشوند.

گرت گفت:من یه روشنایی می بینم. سریع تر حرکت کنید.

آنها با سرعت بیشتری دویدند و پس از مدتی در آبی سرد فرو رفتند و بالاخره آسمان پدیدار شد.آنها به درون رود خانه ای رفته بودند و حالا اسداکس و نادکس در حال بازیابی قدرت هایشان از کائنات بودند.

در همین لحظه اسداکس متوجه موضوعی شد:

_این دشمنانی که دنبال ما هستند ازگروه مهاجمند که به جهنم حمله کرده اند اما بسیار متفاوت با اونها!فقط از ارباب های شیطانی می ترسن و بقیه چیز ها اونها رو نمی ترسونه. اما صبر کنید!... خون!...خون اونها رو بیشتر می ترسونه. سریع رگهاتونو بزنید.

 

آن موجوداتی که اسداکس آز انها صحبت می کرد ظاهر شدند و آرام آرام به سمتشان آمدند.

اسداکس و نادکس سريعا به بقيه توضيح دادند و از آنها خواستند كه رگ هايشان را بزنند. گروه هنوز شك داشت. به همين دليل نادکس آنها را با جادو مجبور به اين كار كرد. آن موجودات با احساس بوي خون كم كم دور مي شدند. تا جايي كه ديگر ديده نشدند.

اسداکس گفت:

"ممكنه هنوز در اطراف كمين كرده باشن. بهتره كه هنوز رگها رو ترمیم ندیم."

نادکس با حركت سر حرف اسداکس را تاييد كرد.گروه دوباره به راه افتاد.از رود خانه گذشتند و به سوي جلو به راه افتادند. وقتي كه در راه جديد قدم گذاشتند حسي تمام وجودشتان را فرا گرفت.از دور، قلعه اي زيبا را ديدند كه از اطرافش نور به شدت مي تابيد. به طوري كه فكر مي كردند نور از اطراف آن قلعه لبریز شده است...

اسداکس رو به نادکس كرد و گفت:

اينجا خيلي عجيبه. در اون قلعه چيزي مقدسو حس مي كنم . واقعا گيج شدم!

نادکس:

منم چيزي حس كرده بودم!

آنها بر اساس اينكه در آنجا شيئي مقدس قرار دارد، به طرف قلعه به راه افتادند.درختان زيبا در اطرف بودند.تمام آن منطقه زيبايي خاصي داشت. اين را همه حس كرده بودند.حدودا يك ساعت در حال حركت بودند! آن حس زيبايي و حس مقدس زخم ها را از يادشان برده بود و آنها كم كم ضعيف مي شدند!

6يا 7 قدم تا در زيباي قلعه مانده بود كه ناگهان دوباره نادکس واسداکس و هم چنين بقيه ي گروه احساس خطر كردند!

وقتي نزديك رودخانه بودند آن موجودات را خوب نديده بودند، اما به نظرشان آمد كه جثه ي كوچكي دارند. اكنون، در قلعه باز شده بود و موجوداتي شبيه به آنها اما با جثه ي بزرگ ظاهر شده بودند! نادکس و اسداکس متعجب شدند. راه دور كردن آنها احساس بوي خون بود، پس چرا دور نمي شدند؟! پشت سر آنها آن موجودات كوچكتر ظاهر شدند!

موجودات زيبايي بودند اما اعضاي گروه مي توانستند شرارت آنها را در ذاتشان حس كنند.

انها هدف گروه را مي دانستند و مطمئنا نمي خواستند گروه به هدف خود برسد. چند لحظه گذشت و بزرگترين آن موجودات از قلعه بيرون آمد. آن موجود در درون سينه اش شيئي نوراني داشت كه خيلي ناپايدار بود و دائما به اين سو و آن سو مي رفت. آن شيء در محفظه اي شيشه مانند قرار داشت و با آن شيشه در درون سينه ي آن موجود قرار گرفته بود! دقیقا مثل فرمانده ی مهاجمان جهنم!

گروه بار ديگر نگاهي به موجودات انداخت و اين بار متوجه شمشير ها و تبر هاي آنها كه در دستانشان بود شد و فهميد كه آنها هر لحظه ممكن است حمله كنند. نادکس سعي كرد به درون افكار موجود بزرگ تر نفوذ كند، اما در انجام اين كار شكست خورد. موجود بزرگ متوجه شد و او ذهن نادكس را مورد حمله قرار داد و به راحتي توانست به آن رخنه كند و تمام ذهنش را جست و جو كرد. وقتي هدف گروه يعني تصاحب شیء قدرتمند را متوجه شد، نور درون سينه اش لحظه اي منفجر شد و تمام موجودات به طرف گروه حمله كردند. تعدادشان كم، اما قدرتشان زياد بود.

نادکس و اسداکس سريع به خود آمدند و سدي دفاعي ساختند تا جلوي موجودات را بگيرند و مي توان گفت موفق هم شدند. اما اين سد زياد دوام نياورد و با نيرويي كه موجود بزرگ، رئيس ان موجودات فرستاده بود، سد نابود شد...

موجودات كوچك با تبرهايشان به سمت گروه رفتند، اما گرت و ناديا با جادوی کمی که اسداکس در اختیار آنها قرار داده بود، نابودشان كردند...موجودات دوم نيز هجوم آوردند، اما اسداکس و نادکس با جادو آنها را به عقب پرت كردند و آنها كمي گيج شدند. نادکس و اسداکس به طرف رئيس آنها رفتند و انواع جادو را به سويش فرستادند اما هيچ اثري بر آن نداشت!

شمشير رئيس در دست راستش بود. اما او كاري را كرد كه نه اسداکس و نه نادکس انتظارش را نداشتند. او با دست چپش جادويي به طرف آن دو فرستاد و آنها بر زمين افتادند.

كل گروه بر اثر زخم هاي قبل ضعيف شده بودند و اكنون كه در تكاپو بودند متوجه ضعفشان شدند. در اين بين موجوداتي كه به عقب پرتاب شده بودند، دوباره بلند شدند و به طرف گرت و ناديا حمله كردند. جادوي گرت و ناديا زياد بر آنها اثر نداشت. پس آنها به اجبار سلاحهاي خود را آماده کرند تا هم از جادو استفاده كنند و هم از سلاحهاي سرد. شش موجود باقيمانده بودند. دو تاي اول كه در جلو مي دويدند با جادو هايي كه ناديا و گرت در بين راه به آنها زده بودند ضعيف شدند و وقتي آنها با سلاح هايشان به آنها ضربه زدند سريع مردند. اما 4 تاي ديگر مانده بود.

در آن سو بدنهای اسداکس و نادکس اغشته به خون خود بود اما رئيس هيچ اسيبي نديده بود. او با شمشيرش دو دست نادکس را قطع كرد و خون نادکس بر سرو صورتش ريخت و تعادلش را بهم زد و به نظر می رسید دیوانه شده است! اسداکس سريع دستهاي او را به حالت اول برگرداند اما در اين لحظه اسداکس و نادکس چيزي را فهميدند. طريقه كشتن رئيس را!

اسداکس بدون هيچ عملي در مقابل رئيس قرار گرفت و رئيس با دستش او را بلند كرد...اسداکس در حال له شدن در دستان رئيس بود كه نادکس با جادويي بر پاي رئيس ضربه زد. لحظه ي مرگ بود. اسداکس ونادکس تصميمشان را گرفته بودند. شمشير رييس در سينه ي نادکس قرار گرفت و او را از پاي در آورد. در اين لحظه، اسداکس دو خنجري كه در دستانش بود را براي ضربه زدن آماده كرد و هر دو را با هم پايين آورد. اولي بر سینه ی رئیس فرود آمد. اما هيچ كس نفهميد خنجر دوم در چه محلي فرو رفت!

پس از چند ثانيه رئيس بر زمين افتاد و همراه او اسداکس غرق در خون، نقش بر زمين شد و خاك زير بدنش را قرمز رنگ كرد!

ناديا و گرت با ديدن اين صحنه شوكه شدند. اگر به موقع به خود نيامده بودند مرده بودند. سريع مكان خود را عوض كردند و شمشيرها از كنار شان عبور كرد. با اين تغيير مكان از پشت بر دو نفر ديگر ضربه زدند و آنها را كشتند!

دو موجود ديگر مانده بود. گرت توانست فرد مقابلش را نابود كند اما ناديا وقتي خواست به نفر آخر ضربه بزند يكي از موجودات كوچك در حال مرگ پاي او را گرفت و مانع حركتش شد. دراين بين، موجود بزرگ با شمشيرش به طرف ناديا آمد و هنگامي كه خواست شمشير را در قلب ناديا فرو كند، گرت جلوي ناديا آمد و شمشير در قلب او فرو رفت. گرت با آخرين نيرويش سر آن موجود را منفجر كردو بعد بر روي زمين افتاد.

ناديا كه هنوز در شوك بود، بالاي سر گرت زانو زد.

گرت فقط توانست بگويد:

ادامه بده.

و بعد مرد...اشك از چشمان ناديا جاري شد.او با ناراحتي بلند شد و به طرف قلعه رفت. ديدن جسد نادكس و اسداكس بر شدت ناراحتي اش افزود.

به درهاي قلعه رسيد. درها باز بودند و او وارد قلعه شد. تمام قلعه غرق در نور بود. همه جا زيبا بود. مشعل هاي زيبا كه از خود نور مي تاباندند، گل هايي كه در قلعه وجود داشت، شمشير هاي زيبا كه بر ديوار ها نصب بود، همه جا زيبا بود.

بر روي زمين نوارهايي نوراني وجود داشت كه همه به سمت يك اتاق مي رفتند. ناديا در اتاق را باز كرد.ناگهان نور به شدت به بيرون تابيد و پس از چند ثانيه از شدت تابش آن كاسته شد. ناديا وارد اتاق شد. چند قدم جلو رفت و متوجه شد كه پايش در آب فرو رفته و در ميان اين آب بر روي يك سكو، نوري مثل همان نور درون سينه ي رئيس وجود داشت اما از داخل درخشان تر بود.

به طرف سكو رفت و به آن نگاهي انداخت. بر روي سكو نوشته هايي بود كه نه به زبان انسانها بود و نه به زبان شياطين. ناديا دستش را به طرف آن نور برد و الماسی را که از ان نور ساطع می شد برداشت. وجودش از حسي كه در ابتداي راه با آنها بود، لبريز شد. قدرتي باور نكردني در درون و اطرافش جريان يافت. او الماس را پيدا كرده بود و حالا بايد به سوي شياطين باز مي گشت.

در هنگام رفتن، دوباره به سكو نگاه كرد و اين بار متوجه نوشته هاي رويش شد:

 

 دراين اب كه روزگاري درياچه ي بزرگي بوده، الماس باقي مانده از فروهولد،يكي از

 خدايان كائنات قرار دارد كه پس از اخراج وي از كائنات در زمين باقي مانده است

  .قدرت ناتمامش مانند كائنات است و همه چيز را به شما مي دهد!حتي نابودي

   تمام مكان ها حتي جهنم!به دست اوردن اين الماس مساوي به دست اوردن خداي

   طرد شده- فروهولد- است و روحش در شما جريان مي یابد!

 

ناديا با خواندن اين نوشته افكارش به هم خورد. نمي دانست چه كند. آيا اين همه راه را براي پيدا كردن چيزي آمده بود كه در آخر مكان خود شياطين را نابود مي كرد؟

ناديا با خود گفت:

نمي ذارم خون دوستانم براي چيزي كه خودمونو نابود مي كنه هدر بره. نابودش مي كنم.

با گفتن اين حرف الماس روشن تر شد و صحنه ي مرگ اسداکس به يادش آمد. اما اينبار ديد كه خنجر دوم كجا فرود آمد. خنجر دوم در قلب خود شيطان فرو رفت و خون قلب اسداکس درون شیشه ای که بر اثر ضربه ی اول شکسته شده بود نفوذ کرده بود.

اكنون فهميد كه آن نور در سينه ي رئيس، ارتباط او با الماس بوده. الماس براي دادن قدرتش به ديگران قلبشان را ميگيرد! اما براي نابودي چه بايد كرد؟!

بوسيله ي الماس، روح اسداكس در مقابل ناديا ظاهر شد.

_نادیا، كار تو درسته اما براي اين كار بايد الماس به وسیله ی خون قلب شست و شو بشه و اين كار باعث مرگت مي شه.

بعد روح محو شد.

ناديا لحظه اي درنگ كرد. به نادکس،اسداکس و گرت فكر كرد و بعد الماس را در قلبش فرو كرد و خونش بر الماس جريان يافت. خون به درون الماس فرو رفت، نور آن را خاموش كرد و ناديا در ميان آب افتاد و پس از چند لحظه، آب خشكيد.

بله، او مرده بود. براي دوستانش، براي جلوگيري از نابود شدن جهنم، براي همه و این کار فقط از یک انسان بر می آمد. انسانی که هیچ وقت ماهیت اصلی خود را از دست نداد و توانست شیطان و جهنم را نجات دهد.

پایان...

با تشکر شیطان مقدس


عضویت در جذابترین گروه اینترنتی در ایران
چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387  نظر بدهید!

توجه توجه

توجه  توجه

هم میهنان عزیز،  سرزمین تاریخی ما از دیر باز دشمنانی داشته موذی،  که چون نمی توانستند در جبهه و جنگ ایرانیان را شکست دهند بروی کاغذ و در داستانها،  ایرانیان را شکست خورده نوشته اند.  امروز با تکنولوژی های قرن 21  منجمله اینترنت،  این دشمنان مشغول لجن پراکنی هستند.  این تعداد اندک دشمنان تاریخ و ملت ایران با نامهای الکی و بی نشان در وب ها و نوشته ها و یا در نظرهای وب های عزیزان ایرانی،  به ناسزا گویی مشغولند،  و یا با ترفندهای مختلف سعی دارند مذبوحانه و ددمنشانه جو سازی کنند.  اینترنت فرصت گرانباهی به ما داده تا دمکراسی را در وسعتی به عظمت گیتی تجربه کنیم و براحتی افکار یکدیگر را تحمل نماییم.  عزیزان هوشیار باشید و در دام دشمن نروید و این ترفندهای کثیف را تشخیص دهید و با خونسردی،  نسبت به مقابله با آنها و به شیوه هایی که خود می دانید اقدام کنید.  امروزه ایران ما در شرایط حساسی است،  در تمام وسایل ارتباط جمعی و تمام رادیو و تلویزیون ها و نشریات و تمام مجامع بین المللی فقط و فقط از ایران می گویند،  همه شما عزیزان میدانید که یاهو و گوگل و غیره علیه ایران و ایرانی هستند.  وظیفه تک تک شما هم وطنان عزیز بویژه فارسی زبانان است که با دانایی قرن سنت گریزی 21  که در  اینجا  گفته ام راهبردی کارآمد را برای آینده شکوهمند و شکوفای ایران بریزید،  بخود ایمان داشته باشید و بدانید جهان از آن ماست.  بنظر شما دشمنان ما کدامند و دشمن اصلی کجاست؟   انوش راوید

  حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ

در وبلاگ  انوش راوید  بنام:  جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران

 ravid.blogfa.com         


عضویت در جذابترین گروه اینترنتی در ایران
آنوش ( جامعه شناس ) چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387  نظر بدهید!

معرفی

با سلام خدمت دوستان

من داود توکلی هستم معروف به شیطان مقدس!

کارهام در زمینه ی ادبیات و مسائل فانتزی و کتب فانتزی هست!

ایدی یاهوی من : dj_sd666

و ایمیلم:dj_sd666@yahoo.com

وبلاگمه من هم فرشتگان شیطان صفت هست: http://www.devilishangels.blogfa.com/

هدفش هم دادن اخبار در مورد گروه های منه!

امیداورم همتون موفق باشید

خدانگهدار


عضویت در جذابترین گروه اینترنتی در ایران
سه شنبه بیستم فروردین 1387  نظر بدهید!

دانلود چند کتاب از صادق هدایت

س.گ.ل.ل   مجموعه  «سايه روشن»

زني كه مردش را گم كرد   مجموعه  «سايه روشن»

عروسك پشت پرده   مجموعه  «سايه روشن»

آفرينگان   مجموعه  «سايه روشن»

شبهاي ورامين   مجموعه  «سايه روشن»

پدران آدم   مجموعه  «سايه روشن»

سگ ولگرد مجموعه «سگ ولگرد»

دن ژوان كرج مجموعه «سگ ولگرد»

بن بست مجموعه «سگ ولگرد»

كاتيا مجموعه «سگ ولگرد»

تخت ابونصر مجموعه «سگ ولگرد»

تجلي مجموعه «سگ ولگرد»

تاريكخانه مجموعه «سگ ولگرد»

ميهن پرست مجموعه «سگ ولگرد»


منبع : http://levels.blogfa.com/post-225.aspx


عضویت در جذابترین گروه اینترنتی در ایران
سامان سه شنبه بیستم فروردین 1387  نظر بدهید!

انسان قرن 21

انسان قرن 21

 تکنولوژیهای امروزی  بسرعت ما را در خودش جذب کرده،  در واقع می بایست،  ما ایرانیان تکنولوژی را در خودمان جذب می کردیم،  که برعکس شده.  این مشکل از عدم آگاهی سازمانهای مربوطه در جهت عبور از قرن گذشته و ورود به قرن جدید می باشد.   مثلاً:  انسان قرن 21  سئوالهای زیادی دارد،  نه جوابهای بسیار.  اگر از پدر بزرگ و یا مادر بزرگ و یا پدر و مادر سئوالی بکنید هنوز سئوال تمام نشده شروع به جواب دادنهای زیاد و با تفسیر می کنند،  اما امروزه ما نمی توانیم جوابی بدهیم بلکه سئوالها را با سئوالهای بیشتری پاسخ میدهیم و جواب را موکول به گردونه یاد گیری می کنیم که در مقاله قرن سنت گریزی  اینجا  گفته ام.  یک سری از سئوالهای انسان قرن 21   اینست که:   سرگذشت تاریخی ما چه بوده؟  و چه کسی می داند؟  و چه کسی و چه گفته اند؟   و آیا این کتابهای خطی که می گویند کدام یک واقعی است؟ و ده ها و صدها سئوال از این دست.  برای این سئوالها باید نظریه ارائه شود و  نظریه ها را باید طبقه بندی کنیم،  آنهایی که خوب نیستند،  و بیهوده گویی اند و یا جزئی هستند ویا چیزی نمی گویند،  و آنهایی که تشخیص میدهیم درست هستند.  اینها را باید در گردونه یادگیری و به آزمون و تامل گذارد،  اینجا،  در این راه سازمانهای آموزشی و ملی که جای آنها خالیست وظیفه اصلی را دارند.  من در این وب سعی میکنم چیزهایی را که برای قرن 21  مهم است یاد آور شوم و یا کاری بکنم،  و همچنین به کمک هم میهنان عزیزم جای خالی آن سازمانها را پر کنیم.   منجمله راه یافتن حقایق تاریخی و نفوذ استعمار در تاریخ ایران،  همیشه استعمار برای پیشبرد اهدافش از اشخاص احمق و یا خائن استفاده کرده،  امروزه این دشمنان تاریخ ایران عزیز در اینترنت از شکلکها و نامهای الکی وبی نشان استفاده می کنند،  و سعی در به انحراف کشاندن وطن دوستان دارند،  در گذشته این امکان بود که اشتباهی از جانب میهن پرستان صورت بگیرد و به دام این حقه بازی ها بیافتند.  ولی امروزه انوش مچشونو باز میکنه و آگاهی لازم رو به مردم ایران عزیز میرساند.  افرادی که در وبلاگها ،  به ادیان، رهبران، ملیتها و قومها و یا سایر مرامها،  در ایران بزرگ،  به اشکال مختلف توهین می کنند و یا نفاق می پراکنند،  و یا جو سازی دد منشانه می نمایند،  از دید من اقدام آنها کاملاً عمدی است،  و بنوعی فرستاده استعمارند.  امید است در سال جدید با  طرحی نو:  اندیشه ای سنت گریز  و  گفتاری نو پرور  و  کرداری مدرن ساز،  عقب ماندگی از قرن 21  را جبران نماییم.  چگونه؟  شما برای انسان قرن 21  چه چیز را در اولویت می دانید؟


عضویت در جذابترین گروه اینترنتی در ایران
آنوش ( جامعه شناس ) سه شنبه بیستم فروردین 1387  نظر بدهید!

زوپیر

زوپيرزوپير (زوپيروس) نام سردار شجاع سپاه داريوش بزرگ است كه نقش بزرگي را در پيروزي بابل بدست داريوش ايفا كرد.ماجراي آن اينگونه است كه در 522 قبل از ميلاد ، يك مغ بنام گئومات ادعا كرد كه برديا پسر كوروش است و با اين ترفند و دروغ چند ماهي هم بر تاج و تخت ايران چيره شد.تا اينكه در پايان خويشاوند كمبوجيه و برديا ، داريوش بزرگ ، همراه با شش نفر ديگر (هفت تنان) اين دزد تاج وتخت ايران را كشتند و از آن پس داريوش پادشاه ايران زمين شد.اين رويدادها زمينه اي را فراهم نمود كه ايران با بحرانهاي پر شماري روبرو شود.يكي از اين بحرانها ، شورش(نبوكدرچره ) و خود را پسر (نبونيد)ميخواند پادشاهي را در بابل به دست گرفت.داريوش بزرگ شتابان با سپاهي بزرگ به سوي بابل تاخت ولي در آنجا با دفاع بابلي ها روبرو گرديد و با اينكه سپاه داريوش شهر را محاصره كرده بودند ولي پدافند بابلي ها شكسته نميشد و دروازه هاي شهر همچنان بسته مانه بود.تا اينكه زوپير پسر مگابيزوس(يكي از هفت تنان) ، سردار دلير سپاه داريوش انديشيد كه با بريدن گوش ها و بيني خود ،از داريوش بخواهد كه به او ، به اين بهانه كه داريوش او را تنبيه كرده است ، پروانه و اجازه پناهنده شدن به بابل بدهد ، تا از درون بابل سبب واژگوني شهر شود . داريوش با ديدن گوش و بيني بريده زوپير او را ديوانه خواند ،ولي زوپير در پاسخ گفت : چون او مي دانسته است كه داريوش با برنامه او همنگر و همفكر نخواهد بود ، او را در برابر كار انجام شده قرار داده است . زوپير به بابل پناه آورد و بابلي ها با ديدن گوش ها و بيني بريده زوپير باور كردند كه داريوش او را تنبيه كرده است و از روي اين كه ، زوپير بتواند از داريوش انتقام بگيرد در اختيار او سپاهي قرار دادند تا با داريوش بجنگد.زوپير در چندين جنگ با سپاه داريوش پيروزي هايي بدست آورد و اين پيروزي ها ديگر هيچ گماني براي بابلي ها نميگذاشت آنها كاملا بر اين باور بودند كه زوپير دشمن سرسخت داريوش بزرگ است. ولي آنها در اشتباه بودند در لحظه موعود زوپير دروازه هاي شهر بابل را به روي سپاه داريوش باز كرد و سپاه ايران پدافند بابلي ها را در هم شكست و (نبوكدرچره) از بابل پا به فرار گذاشت .سپاه داريوش ، شاه دروغين را پيگرد كرد تا اينكه او را به كام مرگ فرستاد.داريوش بزرگ به پاس خدمتي كه زوپير انجام داد او را به ساتراپي بدون خراج بابل برگزيد.
زوپير با دختر داريوش بزرگ ازدواج كرد و هوده(نتيجه) اين ازدواج يك دختر و پسري بنام مگابيزوس (همنام پدربزرگش). مگابيزوس يكي از سرداران بزرگ سپاه خشايارشاه در جنگ با يونان بود.
مگابيزوس هم با دختر خشايارشاه ازدواج كرد و نام پسرشان را زوپير(زوپيروس)نهادند.http://khoramdtn.blogfa.com/





عضویت در جذابترین گروه اینترنتی در ایران
سامان دوشنبه نوزدهم فروردین 1387  نظر بدهید!

اخبار

این وبلاگ دوباره آغاز به کار کرد ولی با ظاهری متفاوت که به سوی متفاوت تر شدن پیش میرود و تا چندی دیگر به یک وبسایت قدرتمند تبدیل میشود که این وبلاگ هم زیر مجموعه آن خواهد بود !!!
جدی نگیرید زیاد !
تا بشود !
دوباره برگشتیم !


عضویت در جذابترین گروه اینترنتی در ایران
سامان دوشنبه نوزدهم فروردین 1387  نظر بدهید!

تحت تعمیر

دوستان برای تبدیل این وبلاگ به یک وبسایت و ویرایش موضوع های آن و خرید دامین و تغییرات قالب ، 2 روز زمان میخواهیم !

این وبلاگ به مدت 2 روز تعطیل شد !


عضویت در جذابترین گروه اینترنتی در ایران
سامان شنبه هفدهم فروردین 1387  نظر بدهید!

زبان رسمی انگلیسی؟

  زبان رسمی انگلیسی؟ 

 زبان فارسی ما، که کتابهای ادبی بسیاری به این زبان است، تقریبا از 1200 سال پیش، در سرزمینهای وسیعی بعنوان زبان کاتبی و ادبی و یا رسمی بوده، و بهمین جهت ما به آن بسیار میبالیم، ودر خانه ای نیست، که حداقل چندین جلد کتاب ادبی فارسی از قبیل شاهنامه، سعدی و حافظ و اشعار دیگر نباشد. اصل، گسترش زبان فارسی از زمان اشکانیان است. که سربازان اشکی یا اسکی، ( نام اسکندر که در زبان فارسی، بروی فرزندان میگذارند از این نام است )، در زمان هخامنشیان، فرا ته داران و مرزبان غرب ایران بودند، که در دوره عباسی همان سربازان خراسان بودند. اشکانیان، بیشترین دوره حکومت را در ایران بزرگ داشتند، حدود 550 سال که به اشتباه، یا دشمنی، قسمت اولیه این دوره را به سلوکی نسبت میدهند. زبان فارسی در دوره های بعد از اسلام، و اختراع کاغذ به اوج شکوفایی ادبی رسید، و در نیمه اول قاجار، لهجه تهرانی پدیدار گشت، که تاثیر آن لهجه تهرانی، در زبان و ادبیات فارسی تمام ایران، کاملا پیداست اگر در مورد مطالب فوق سئوالی باشد، آماده پاسخگوئیم. با پیدایش اینترنت و ماهواره، یا در واقع دانش با تمامیت آن در جهان، باید بگوییم زبان فارسی دیگر جواب خواسته های مردم را نمی دهد. چند صد سال از تاریخ ایران، زبان عربی، زبان علمی بود، که کتابهای بسیاری موجود است. امروز در قرن سنت گریزی نیاز به هماهنگ شدن با جهان زیاد است. مخصوصا در رابطه با استفاده عمومی و گسترده از وسایل، تجهیزات و کتابهای علمی وفنی، و غیره که به زبان انگلیسی میباشند. باید چکار کرد؟ انگلیسی بیاموزیم، یا بنشینیم و نظاره گر باشیم که دنیا بسرعت جلو میرود، و ما به حد اقل از دانش استفاده میکنیم. حال تصور کنید، از ابتدای ورود به مدرسه بچه ها با زبان انگلیسی درس بخوانند، کتابهای درسی و داستانی به زبان انگلیسی باشد، وهمه آموزش انگلیسی باشد. و در این صورت کسی هم پیدا نخواهد شد به تاریخ بازگردد و بگوید: چرا به زبان محلی ما درس نخوانند؟، ما باید به جلو رویم و وارد دنیای قرن 21 شویم، و به راحتی 15 سال بعد از اولین سال تحصیلی میتوان، زبان انگلیسی را رسماً زبان علمی اعلام نمود، و زبانهای محلی را زبان دوم تحصیلی کرد. عقب افتادن از جهان دانش، عواقب وخیمی دارد. هماهنگی تاریخ هم در این میان است.( میلادی جهانی و هجری ما ).  نداشتن دانایی قرن 21 برای ما از نظر سیاسی و اقتصادی گران تمام خواهد شد. چند نمونه ساده، فیلمهای ایرانی که در آنها چند نفر فقط حرف میزنند، و هیچ دانشی در آ نها نیست، و خود ما به زحمت حاضر بدیدن آنهاییم، ولی فیلمهای خارجی،  که با تکنیکشان هر چه بخواهند، به راحتی بخورد جهان میدهند، مثل فیلم 300 و همچنین بانکها، و ادارات و غیره و غیره همه فاقد دانشند، کاملا واضح و معلوم است.  فعلا بقیه داستان را خود فرض کنید، البته خواهشاً بدون احساسات.  بنظر شما چگونه به دانایی قرن 21 برسیم؟   انوش راوید


عضویت در جذابترین گروه اینترنتی در ایران
آنوش ( جامعه شناس ) جمعه شانزدهم فروردین 1387  نظر بدهید!

قرن سنت گریزی 37

قرن سنت گریزی 37

عادت  ذهنی  جدید

دومین روان کننده یا شرط لازم چرخ یاد گیری،  قالب ریزی دوباره و توانایی دیدن چیزها، مسائل، موقعیتها، یا مردم،  به شیوه ای دیگر است.  در واقع نگاه کردن سه بعدی و یا به صورت واژگون  به تمامی بود و نبود دنیا می باشد.  یا به تعریفی،  قرار دادن آنها در چشم انداز یا بافتی دیگر است. نگاه کردن به آنها بعنوان جایگاه فرصتهاست، نه مسائل کوچک و دشواریها، و به هیچ عنوان موضوعات زندگی و چهان نمی توانند فاجعه باشند.  هر آن قالب ریزی دوباره با بینش قرن 21 برای ما مهم است، زیرا مسائل را علمی تر باز می کند. مانند یک حرکت غیر منتظره در صحنه شطرنج،  که می تواند کل صحنه را در چشم اندازی جدید قرار دهد. برای دریافت مفهوم های و قالب ریزی های جدید،  ما باید امکانات تازه ای بگشاییم، مانند سازمانهای غیر متمرکز و شبدری که قبلاً توضیح دادم. افراد و کارفرمایان هوشیار برای موفقیت خود، به قالب ریزی با دانایی قرن 21 اهمیت میدهند. صاحبان اندیشه های اجتماعی برای نفوذ شان باید سرعت تحولات و تغییرات ناپیوسته موج سومی را  با قالب ریزی های نو کنترل نمایند. در بازار داد و ستدها باید تعریف جدیدی از قابلیتها و رشد و نزول در موقعیتها را قالب ریزی دوباره کرد.  بعضی از مردم با هوش ذاتاً خصوصیت قالب ریزی مجدد را دارند، و با اولین اشاره و نشانه ها طرحی نو می ریزند. ولی اکثریت نمی توانند به تنهایی اینکار را انجام دهند و همواره به کمک و راهنمایی اندیشه سازان نیاز دارند، البته در اندازه خودشان. ما باید با اندیشه سنت گریزی به خودمان کمک کنیم که چیزها را به شیوه ای تازه ببینیم، و واژگانی جدید بیابیم. بسیاری از مردم زندانی گذشته اند، فکر کردن به چیزها در شیوه هایی غیر از آنچه که به آن عادت داشته اند برایشان ترسناک و دشوار است. شیوه های موجهای قبلی و قرون گذشته که آنها را به بردگی گرفته هیچ مسئله ای را حل نمی کند و چیزی را تغییر نمی دهد. ما باید خود را عادت دهیم که درباره آنچه وجود دارد بپرسیم، چرا؟ و در مورد هرگونه امکان قالب ریزی بگوییم، چرا نه؟ و این باید به عادتی سودمند تبدیل شود. افراد باهوشی که می خواهند در قرن 21 بخوبی زندگی کنند، باید بتوانند به راحتی تغییر کنند، و تفکری واژگون بسازند،  و همیشه آمادگی قالب ریزی طرح های نو را داشته باشند، و اینها را بصورت عادت ذهنی جدیدی برای خود بکنند. آیا شما قالب ریزی دوباره دارید؟ ادامه دارد، انوش راوید

حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ، در وبلاگ:

جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران، ravid.blogfa.com


عضویت در جذابترین گروه اینترنتی در ایران
آنوش ( جامعه شناس ) جمعه شانزدهم فروردین 1387  نظر بدهید!

پاسخ مسابقات

با سلام و عرض ادب !!!
با توجه به موقعیت خطرناک درسها و ... فعالیت این وبلاگ تا اوایل تیر ماه به طور محسوسی کاهش میابد ...
عضویت من نیز در سایت های دیگر به حالت تعلیق در میاید ...
اما برسیم به جواب ها ...
متاسفانه یا خوشبختانه هیچ کس پاسخ درستی به سوالات نداد !!!
از 122 نفری که پاسخ دادند ، همگی به جز آقا آرمان پاسخ ناقصی دادند ، آقا آرمان هم به جهان 4 بعدی اشاره کرد ولی نگفت که این جهان چهار بعدی خود در یک جهان 10 بعدی شناور است و ...
به این نتیجه رسیدم که سوالات مسابقه های دیگر را آسان تر بگذارم !!!

و اما پاسخ ها !!!

1- آیریش ماریا رمارک نویسنده آلمانی در زمان حکومت رایش سوم بود و 2 اثر مهم " بعد " و " در غرب خبری نیست " نام دارد ، وی از طرف یوزف گوبلز وزیر تبلیغات هیتلر دعوت به بازگشت شد ولی سخن معروف وی این است : " هزاران آلمانی در حال فرار از آلمان اند آنوقت من بیایم ؟ در آلمان شما جایی برای من نیست ! " لازم به ذکر است که وی در جنگ جهانی اول ایفای نقش کرده است ...

2-پرفروش ترین فیلم با احتساب تورم فیلم بن هور با فروش 3 میلیارد دلار میباشد ، فیلم بعدی تایتانیک و بعدی ارباب حلقه ها بازگشت پادشاه میباشد ...

3- اولین کشتی مسافر بری آمریکا در سال 1816 آغاز به کار کرد ...

4- الیور کرامول نام داشت و در سال 1658 وفات یافت

5-جهان خود 4 بعد دارد و در یک جهان 7 لایه که هر لایه آن 10 بعد دارد شناور است ...


عضویت در جذابترین گروه اینترنتی در ایران
سامان پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387  نظر بدهید!

آخرین مطالب ارسالی
بسم الله الرحمن الرحیم .
خبر جدید
بازی موبایل Bounce Boing Voyage N-Gage2
پرشین گیگ ارسال شد
نرم افزار قرآنی آموزشی المائده 2 (فوق العاده-جدید)
بازی بسیار زیبا و طنزآمیز فارسی بازی با کلمات
با 3 D Desktop Aquarium 1.1مانیتور خود را به یک آکواریوم تبدیل کنید
ZC Video Converter نرم افزاری کامل جهت Convert کردن کلیه پسوندهای فایلهای ویدئوئی و صوتی میباشد.
انديشه شريعتی در ايران امروز
رضا شاه
درباره وب
اي خداوند :
به علماي ما مسئوليت
به عوام ما علم
به مومنان ما روشنايي
به روشنفکران ما ايمان
به متعصبين ما فهم
به فهميدگان ما تعصب
به زنان ما شعور
به مردان ما شرف
به پيران ما اگاهي
به جوانان ما اصالت
به اساتيد ما عقيده
به دانشجويان ما نيز عقيده
به خفتگان ما بيداري
به بيداران ما اراده
به مبلغان ما حقیقت
به دینداران ما دین
به نويسندگان ما تعهد
به هنرمندان ما درد
به شاعران ما شعور
به محققان ما هدف
به نشستگان ما قیام
به راکدان ما تکان
به مردگان ما حیات
به خاموشان ما فریاد
به مسلمانان ما قرآن
به شیعیان ما علی
به فرقه هاي ما وحدت
به حسودان ما شفا
به خودبينان ما انصاف
به فحاشان ما ادب
به مجاهدان ما صبر
به مردم ما خود اگاهي
و به همه ي ملت ما همت تصميم و استعداد فداکاري و شايستگي نجات و عزت ببخش ....
(دکتر علی شریعتی)
-------
با سلام و عرض ادب ، این تارنگار در جهت ایجاد دانشنامه ای از هر موضوع ، با برداشت مطالب از منابع معتبر و گاه وبلاگ های مورد اعتماد ، و گاه نوشته مدیر و نویسندگان ، به روز میگردد.
-------
تارنگار ما به هیچ عنوان مسئولیتی در قبال مطالب منتشر شده در قسمت " دوستان " و " تارنما های مورد علاقه " ندارد بلکه این مکان ، مکانیست برای همبستگی بیشتر تارنما ها و تارنگار های پارسی .
-------
با تشکر و سپاس
سامان
مدیریت بانک مرجع و سرگرمی We Love Iran
-------
تاریخ تاسیس وبلاگ : 16/7/1386
-------
ورودی های وبلاگ :
www.weloveiran.tk
www.wli.blogfa.com
www.wli.blogfa.ir
www.wli.dom.ir
www.wli.33ir.com
www.wli.coo.ir
www.wli.veb.ir
-------
منبع یادتان نرود!
در نظراتتان ادب را رعایت کنید
برای دریافت خدمات ، به قسمت خدمات ما مراجعه کنید
-------
ز شیر شتر خوردن و سوسمار
عرب را به جای رسیده است کار
که تخت کیانی کند آرزوی
تفو بر تو ای چرخ گردون تفو
*** فردوسی ***

آمار کاربران
 
چه کسانی به ما لینک دادند؟

نوسندگان
سامان
آنوش ( جامعه شناس )
علیرضا

لینک دوستان
وبلاگ علیرضا شیرازی مدیر بلاگفا
بانک اس ام اس کرج
دانلود ر*پ و عکس رپرا
دانلود ر*پ و عکس رپرا
علم دندانپزشکی
جهانگردی
ایلام
دروغها در تاریخ ایران
تاریخ و جغرافیا
گفته ها و ناگفته ها
ادبيات فارسي
وبلاگ اختصاصی یانی
تفریح سنتر
زن امروز
پرسپولیس
طراحی لوگو رایگان
تاریخ و فلسفه علم
دایره المعارف علمی
yahoo
arabian golf
وبلاگ طرفداران وارکرافت
و .... هر چیزی موجود میباشد
جانی دپ
سینما و تلویزیون
علمی
دانستنیهای علمی
جدیدترین بازی های کامپیوتری
ZENTUX
سینمای جهان
گالری عکس ژان کلود وندام ( فرانکی )
گزیده سخنان دکتر علی شریعتی
برترین مقالات فارسی
کلاس چهارمی ها
پـــادشاه امــنــیـت و ترفند در وب
هک و امنیت
اسلام زیبا
دارن شارن ایرانی
دوتا آلستار
اینجا چراغی روشنه
مرجع آموزش تخصصی
دانلود نرم افزار و ترفند رایانه
مپ های وارکرافت
طرفداران حامد کمیلی
محیط زیست و دفاع از جانداران
كتاب هاي دارن شان
آخرین طنز روز
تازه های اینترنت
دایره المعارف فرا بنفش
ادبیات پارسی
قالب ساز
ما سربازان رپ فارسی هستیم
نسیم کویر
گالری عکس
بهترین بازی های سگا و فلش
دانلود نرم افزار - عکس - و.........
سونی اریکسون
فیزیک
دانلود اهنگ و فیلم های 2007
قویترین وبلاگ تخصصی موبایل
دانلود بازی و نرم افزار های کامل
شاه هکر ها
METAL MASTER
DEVIL'S DANCE
افکار و عقاید دکتر علی شریعتی
اطلاعات دانشگاه های جهان
بهبهان وب
زنده باد رپ فارس
راه و زندگی
قدرتمند ترین قالب ساز برای وبلاگها
حسین جان
تلکابین . کام
گاهشمار تاریخ ایران و جهان
تبادل اطلاعات
بزرگترین وبلاگ مرجع و سرگرمی ایرانیان
تاریخ بلاگ
Cyrus the Great
هفت روز
تاریخ ایران
دانلود نرم افزار-ترفند-عکس-بازی-قالب-جاوا-هک-و...
افشید
پنجره ای رو به ایران
حقیقت - جوابیه به سایت منحرف افشا -
دانلود نرم افزار و عکس های زیبا
کامی آنلاین
امیر مکزیکی
آموزش
داریوش بزرگ
زادمهر
خانه شیمی ایران
مرجع مرتال کمبت
عامل ناشناخته ( تخصصی متافیزیک )
جوانی ... بهار آرزو ها
آیکیو های قرن 21
دانلود بازی های سگا
دلیجان ، تاپ شهر ایران
چرت و پرت
ارباب حلقه ها
بیا 2 لوگو رایگان
SMS
آرزوی شیرین
سهیل
ابر گریون
ایمان کهن
اس ام اس های عاشقانه و سرکاری
اتفاقی در مدرسه
خ ف ن ترین و جدید ترین کدهای جاوا
بشیر نذیر بهبهان
بهبهان شهر ما
بهبهونیا
الکترونیک
دانلود بازی و نرم افزار و موزیک و عکس و خبر
کاملترین وبلاگ در باره موبایل و اینترنت
مرجع سرگرمی و اطلاعات
بزرگترین فروشگاه مخصوص مهندسین و ...
اموزش نکات مهم کامپيوتري
اتحاد ملی و انسجام اسلامی
نصر الاقصی
کد تقلب تمام بازی ها
ریاضیات
کلیپ های خ ف ن
نبيني عمرت فناست** 100% واقعي
وبلاگ دانشجویی
برترین ها را از ما بخواهید
موتور جستجوی دهیو ( برای حمایت ما کلیک کنید)
موتور جستجوی دهیو
هیتلر ، خداوند جنگ و صلح
قلعه دانلود
کليپ موبايل و دانلود بازي و فيلم و نرم افزار
جوک و اس ام اس های خنده دار
اینترنت رایگان + 2 گیگ فضا جهت آپلود رایگان
گروه جی ان ام
ساساکی شوتوکان کاراته یزد
سرگرمی
بانک مرجع و سرگرمی
وبلاگ تخصصی دکتر علی شریعتی
دایره المعارف ارباب حلقه ها
اينترنت رايگان-جوک بازار
ارسال اس ام اسهاي زيبا به ايميل شما
دیوید بکهام
عکس های جدید از شخصیت های معروف
بزرگ ترين سايت عکس بازيگران و خواننده ها
افسانه ، اسطوره ، رمان
زرخه پورتال
بهترین بازی ها و برنامه های کوشی
برترین مرجع کد تقلب بازی
کلوپ هواداران پرسپولیس
قصر دانلود
سايت تخصصي شبکه
عكس هاي روز دنيا
عکس وبيوگرافي بازيگران
بی همتا
INTERnet COMmerce $$$ تجارت اینترنتی
آهنگ اسمس کلیپ عکس جوک همه در بچ تهران
دانلود...نرم افزار...موزيک...عکس...فيلم
بزرگترين وبلاگ طرفداران استقلال
بزرگترین وبسایت تفریحی
مسافر راه خدا
๑۩۩๑ دکترین HACK و dvb و موسیقی ๑۩۩๑
عــکـس × جـوک × آهــنــگ * قديميترين بلاگ بلاگـفا
خاطرات حسن کچل
گفته ها و ناگفته ها
هر چیزی که در مورد بازی بخواهید
هرچي مي خواي اينجا هست هرروزم آپ ميشه
سلطان وارکرافت
shakhe021
آقای بوتر
هیتلر
فروم هیتلر
فروم رایش سوم
Best Themes & Softwares
دانلود کلیپ و کتاب الکترونیکی
بزرگترين سايت تفريحي
مرجع فلاش ایران
بزرگترین سایت طراحی گرافیک
930 عشق !
بانک آیدی ایران
یادداشت های یک آرمان
بزرگترین وبلاگ آموزش هک
مرجع ارباب حلقه ها
آدولف هیتلر
تالار گفت و گوی عروس ایران
خدمات رايگان اينترنتي
شیطان هک
زبانکده
دنیای وارکرافت
گفته ها و ناگفته های گوشه و کنار
بانک اطلاعاتی پارسیان
تهران
دادخواهی حیوانات از انسان ها
رایش سوم
اختا
دین و فلسفه
وبلاگ انگلیسی مدیر
دور دنیا
همه چیز
The world as is see
فال و طالع بینی
وبلاگ امیررضا شکوهی
پاسداران فرهنگ ایران زمین
انجمن شاعران مرده
ایران بی مرزم آرزوست و زمین سرای من است
بانک اطلاعات
ایرانی آزاد
هر چی بخوایی ، نخوایی
پایگاه پارس بزرگ
جام جهان نما
انجمن تاریخ پژوهان
دیوان عالی جادوگری
قالب وبلاگ

بخش ویژه

صفحه اصلي  |  آرشیو |  لینکستان  |  تماس با ما




 Design By ParsTheme & Publish By ParsTheme


www.parstheme.com

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ